تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
283
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
انسان گرم شدن را تصور نموده و اين صورت گرم شدن سبب مىشود كه بخارى درست كرده تا گرم شود ، پس آن گرم شدن خارجى به سبب اين گرم شدن ذهنى است . و حكماى مشاء علم عنايى را لايق خداوند متعال دانستهاند . « 1 » و حاصل آن ، اين است كه بايد چند چيز از محكمات دست نخورده را دانست و آن عبارت است از : اولًا : بايد براى خداوند متعال به گونهاى علم اجمالى در مرتبهء ذات قائل شد كه با بساطت ذات منافى نباشد ؛ چون علم تفصيلى به اين موجودات به نحو كثرت ، با بساطت ذات منافى است . اين است كه براى حفظ مرتبهء بساطت علم قائل شدهاند كه : علم تفصيلى خداوند تبارك و تعالى به اين موجودات ، خارج از ذات و متصل به ذات است « 2 » و نقشهء موجودات از ازل تا ابد ، نزد خداوند تبارك و تعالى موجود بوده و طبق آن نقشه ، زمينهء وجود موجودات در عالم ريخته مىشود ، مانند علم مهندسى كه نقشهء ذهنيه تصوير نموده ، در صورتى كه خارج از ذات اوست . ثانياً : خداوند متعال محل و معروض واقع نمىگردد و محال است كه چيزى به واجب الوجود ، قيام حلولى داشته باشد . لذا بايد گفت : قيام اين علم تفصيلى ارتسامى به ذات اقدس ، قيام صدورى بوده نه حلولى و اين علم از ازل در مرتبهء خارج از مرتبهء ذات ، حاصل بوده است و علت اشياء اين علم است و اين علم تفصيلى خداوندى است كه موجودات به تدريج بر طبق آن ، ايجاد مىشوند . عدهء ديگرى از فلاسفه ، يعنى حكماى اشراقى گفتهاند : « 3 » اگر خداوند متعال به نحو كثرت در مرتبهء ذات عالم باشد ، لازمهاش اين است كه در مرتبهء بساطت ، خللى لازم آيد ؛ لذا بايد گفت : علم تفصيلى خداوند متأخر است ، و لكن علم تفصيلى به موجودات صور مرتسمهء قائمهء به ذات خداوندى كه خارج با آن منطبق باشد نيست ، بلكه خارج عبارت است از عين علم تفصيلى خداوندى بدون اينكه علم ديگرى - چنان كه مشائين
--> ( 1 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 538 ؛ شرح اشارات ، ج 3 ، ص 318 ؛ قبسات ، ص 416 . ( 2 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 501 - 504 ؛ شرح اشارات ، ج 3 ، ص 298 - 304 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : حكمة الاشراق ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، ص 150 - 153 .